Account: (login)

More Channels


Are you the publisher? Claim this channel

Search in 125,841,705 RSS articles:

Channel Description:

pesaramnafasam's description

Latest Articles in this Channel:

  • 09/17/10--20:45: تولد دریایی علی جون! (chan 2813321)
  •  

    عکس های آتلیه دزد دریایی کوچولوقلب

     

    علی جون روز تولدش

     

    اینم صندوق دزد دریاییچشمک

     

    عکس های علی که قراره به مهمونا بدملبخند

     

    گیفت برای بچه ها

     

    تور دریاییمژه

     

    دم در ورودی

     

    خوردنی ها:

     

    کیکش خیلییییییی خوشمزه بودچشمک

     

    میز نهار

     

    دسر دریایی

     

    درست حدس زدین!  اینم یه خوردنی دیگه استبغلقلب اسمشم علی جونهچشمک

     

    علی روز تولدش اصلا مامانشو اذیت نکرد و خیلی آقا بودماچقلب

     

    کارت تولد دریایی علی جون:



     

     



  • 11/24/10--10:16: علی جون بزرگ میشود... (chan 2813321)
  • سلام.بعد از چند ماه بالاخره با چند تا عکس جدید اومدم.

    آخه دیگه عکس گرفتن از علی سخت شده همیشه تا میام عکس بگیرم فقط دست یا پاش تو کادر عکس میمونه( از بس که تکون میخوره!)

    هر چی میگذره بیشتر بزرگ شدنشو حس میکنم.الان همه حرفای ما رو میفهمه و با دقت گوش میده.کارایی که میگم را انجام میده.

    روز به روز لغت های بیشتری رو یاد میگیره.دیگه قشنگ اسم خودشو میگه.صدای ببعی  و سگ و خرس هم در میاره!

    ١-٢ -٣ هم میگه!!البته به زبون خودش( د- دو-ته!)

    لب تاب و کتاب(تتاب!) هم میگه.با کلی لغات دیگه!!!

    از صبح که بیدار میشه تا شب که میخواد بخوابه به همه چی اشاره میکنه و میگه " چیه" متفکر

    اینم علی : اینجا لباس دختر خالشو پوشیده!!!مثلا دختر شده!!چشمک

    اینم خود دختر خاله!زینب جون:

    علی جون یاد گرفته سوت بزنه!


    پا تو کفش بزرگ تر میکنه!زبان


    عاشق صندلیشه . همش میگه تاب تاب!! (چون مثل تاب تکون میخوره)لبخند

     



  • 02/11/11--10:26: علی جون در دبی! (chan 2813321)
  • علی جون و ساحل:

     

     

    فرودگاه دبی:

     

     

    علی جون در حمام هتل:

     

     

    آکواریوم دبی مال:

     

     

    فرودگاه :

     

     

    علی جون قبل از سفر در چمدون:

     

     

    عکس های علی جون در 1 سال و 5 ماهگیش:

    علی جون  و یک روز برفی:

     

     

    علی جون پیکاسو میشود:

     

     

     

    علی جون خرگوش میشود:

     

     

    تا یه لحظه از لب تاب قافل بشم علی جون سریع میره برش میداره:


  • 02/11/11--10:55: علی جون در کیدز کلاب ! (chan 2813321)
  •  


  • 03/13/11--12:50: حرف زدن علی جون!! (chan 2813321)
  • علی یک سال و نیمه شد.حالا مثل بلبل شده هر چی ما میگیم تکرار میکنه.سوالایی که می کنیم جواب میده مثلا به سوالای زیر سریع جواب میده.

     

    اسمت چیه؟ علی

    فامیلت چیه؟...( فامیلش رو امروز یاد گرفته !)

    چند سالته؟2 (خیلی به 2 علاقه داره!!!)

    چه رنگیه؟سبز (فکر میکنه جواب چه رنگیه فقط یه رنگه و اونم سبزه!!!!)

    چند تاست؟؟ 2 تا!!! اینم از علاقه علی به دو است!!

    تو میوه ها پرتقال و موز و لیمو و خیار رو با زبون خودش میگه و خوب میشناسه!

    کارتون بی بی انیشتن که میبینه دیگه حفظ شده و هر جایی که میبینه اسم اون حیوون یا شیء رو میگه و یا ادای عروسک و حیوونای کارتون رو در میاره.

    چند وقتی هم میشه که علاقه شدیدی به قهوه تلخ پیدا کرده و هر جا میریم و تو سوپر مارکت ها عکسشو میبینه میگه تخ!!!!!!!! صبح که از خواب بلند میشه میگه تخ و میره کنترل را میاره تا براش بذاریم.

     

    سعی داره کلمه های سخت رو بگه.البته کلمه های ساده ای مثل بده و بیا رو هنوز نمی گه!!یا به آب میگه باخ!!!

    ولی کلمه های پنگوئن - دفترچه - خط خطی -شکست - پنج ضلعی  ... که دلش بخواد خوب میگه.

    به قول باباش میگه اگه بهش بگیم  قسطنطنیه میگه!!!!

    صدای بیشتر حیوونا رو بلده .

    خلاصه هر روز یه کار جدید میکنه . هر روز یه چیز جدید میگه .


    اینم چند تا عکس است که تو آتلیه بانری(کلیک سابق) انداخته.

    اینقدر عاشق ماهی است که تمام مدت میگفت ماهی و حواسش به ماهی ها بود.وقتی نقاشی هم میکنه هر چی خط خطی میکنه میگه ماما ماهی!!!یعنی مامان ماهی کشیدم!!!!

     

     

     

     

    این دو تا عکس هم خودم تو خونه از علی جون گرفتم:

     



  • 04/04/11--04:49: علی جون و نوروز 90 (chan 2813321)
  • علی و سفره هفت سین :

     

     

     

     

    علی و موزه دارآباد

     

    علی و سیزده به در:

     

     

    جارو کردن مدل علی جون!!!!!

    اینجا قبل از عیده موهای علی جون رو کوتاه کردیم!

    علی جون و چرخش

     

    عصبانی از اینکه چرا عکس میگیرم!!!(می خواستم با کلاه جدیدش عکس بگیرم ولی کلاهشو پرت کرد!!!)

     

     


  • 05/09/11--00:14: علی جون در سفر (chan 2813321)
  • علی قبلا هم کنار دریا رفته بود ولی حالا بزرگتر شده!!

    کلی شن بازی کرد.اول زیاد طرف دریا نمی رفت ولی بعد از ٢ ساعت که حسابی شن بازی کرد و خسته شد  رفت سمت دریا و کلی اب بازی کرد.

    بعد سنگ بر می داشت و وقتی موج دریا نزدیکش میشد سنگ رو داخل آب پرت میکرد.

    جالب اینجاست که کلی از کارهاش لذت میبرد و صداش در نمیامد از بس مشغول بود!!!!!!!!

    اینجا با پشت کار زیادش سطل رو پر از شن کرد.

    سطل پر از آب را بلند میکرد و تو چاله خالی میکرد!

     

     

    آخر هم  خودش رفت تو چاله پر از آب نشست!!!!!!

    اصلا فکر نمی کردم این کار رو بکنه!!!

    اینجا باغ لاله هاست.

    علی به لاله ها نگاه میکرد و به دوربین توجهی نداشت!

    اینجا هم تو جاده است.

     

    علی جدیدا صبحونه نمی خوره وقتی بلند میشه میگه شیرینی!!!! اینجا هم صبح زود از خواب بلند شده و هوس شیرینی کرده!!!

     

     

     

    این عکس مال قبل از سفرمونه!! کار مورد علاقه علی اینه که با لیوانها آب بازی کنه.یعنی آب را از تو لیوان تو لیوان دیگر میریزه!!جالبه که خیلی هم حرفه ای شده و معمولا وقتی این کار رو میکنه قطره ای آب اطراف لیوان نمی ریزه.قلب

    ولی آخر بازیش همه آب ها رو خالی میکنه تو سینی!

     

    در آخر ...

    بابای علی:



  • 06/12/11--12:22: ماجراهای علی جون! (chan 2813321)
  • علی رو میبرم پارک.دنبال یه نی نی میگرده تا باهاش توپ بازی کنه.قبلا اصلا به نی نی ها توجه نمی کرد ! بعد از اینکه نی نی رو پیدا کرد توپ رو میذاره رو زمین و یکم عقب میره و با سرعت به سمت توپش میدود و الحق که خیلی زیبا توپ را شوت میکند و منتظر طرف مقابل می ایستد تا توپ را براش شوت کنه!!!! شاید نیم ساعت با همین بازی سرگرم بشه!!!

    وقتی نی نی خسته میشه و میخواد بره نمیذاره و تا آخرین لحظه دنبالش میره و بهش میگه نی نی نرو!!! بیا!!!! اونم با حالت ناراحت.وقتی کاملا نی نی دور میشه میاد طرف من و میگه نی نی!

    میگم بیا بریم خونه بستنی بگیریم.قبول میکنه!!! سوار سه چرخش میشه و همین جور که از کنار مردم میگذریم دستش را به نشانه بای بای تکون میده و به طرف نگاه میکنه تا اون هم دستش را براش تکون بده!!!!


    علی بیا غذاتو بخور!!! اگه باباش خونه باشه میگه : نه!!!بابا( یعنی تو غذامو نده بابا بهم غذا بده) و از دست باباش غذاشو میخوره!!!

    وقتی ازش میپرسن بابات کجاست رفته کار کنه؟؟؟ علی سریع جواب میده: پول پول به به بستنی!!!!!!!!!( یعنی رفته پول در بیاره و برام بستنی بگیره- حالا فکر می کنین این بستنی که اینقدر علاقه داره چقدر میخوره؟؟؟ یه ذره میخوره و دیگه نمی خواد)

    رفتیم تیراژه- علی قبلا تو ماشیناش نمی نشست!!! ولی این دفعه یه ساعت نشسته بود و اخر هم به زور پیادش کردیم و با کلی وعده وعید!!!

    سرایدار میاد دم خونمون تا آشغالها رو ببرد.علی نمیذاره من کیسه را بدم حتی اگه سنگین هم باشه میخواد خودش تنهایی بلند کنه و همشم میگه آقا! آقا ( یعنی بدمش به آقا)

    میریم بیرون و وقتی میخوایم پولش رو حساب کنیم میخواد پول را از ما بگیره و بده به آقا.همشم میگه پول! آقا! ( یعنی پول رو به آقا بدم)

    حالا  هر چی هم پول برداره به ما نمیده و همش میگه آقا -آقا!!!

    میرم سوپر خرید میکنم اول باید براش یه بستنی بگیرم و بعد که میایم بیرون میخواد خودش نایلون رو حمل کنه و به من نمیده!!!

    تولد امیر رفته حالا هر روز صبح میاد میگه مامان تولد امیر!!! کادو!!! بعد من میگم عزیزم تموم شد!!! چند روز پیش هم تولد خودم بود بهش گفتم حالا تولد مامانه!!! اونم سریع بغلم کرد و بوسم کرد و گفت تولدلبخند

    هر کی نماز بخونه بدو بدو خودشو میرسونه میگه نماز!!  بعد صدای خرخر در میاره و خیلی خنده دار سجده میره!! مثلا داره نماز میخونه!!!!

    به کفش پاشنه دار خیلی علاقه داره طوری که اگه پای من ببینه اینقدر میگه تق تقی !!! تا درش بیارم و خودش پاش کنه!!!!


    سوار تاکسی میشیم از همون لحظه شروع میکنه و میگه: عمو عمو عمو- اگه راننده جوابش رو نده دوباره میگه : هادی هادی عمو هادی!!! ( از مال دنیا یه عمو داره حالا به همه هم میگه عمو!!!!)


     

     


  • 09/11/11--02:41: تولد 2 سالگی علی جون! با تم جنگل ! (chan 2813321)
  • شب 4 شهریور برای علی جون تولد گرفتیم. علی صبح 5 شهریور 88 ساعت 7:10 دقیقه به دنیا اومد.

    حالا که دو سالش شده قشنگ حرف میزنه.امسال می دونست تولد چیه و همش می گفت:  تولد مبارک. شمع فوت کنم. کیک تولد می خوام.کارت تولدمه؟ و...

    کلی هم عاشق حیووناست برای همین تصمیم گرفتم تولد جنگلی براش بگیرم و لباس ببری تنش کنم.

    مهمونی کوچیک و خودمانی بود . چون ماه رمضان بود ، افطاری دادیم.

    برای دیدن عکس های تولد به ادامه مطلب بروید:

    این علی جون است با تزیینات جنگلی و لباس ببری:

     

    اینجا داره صدای ببر رو در میاره:

     

    علی فکر میکنه انگور هایی که به برگها وصل هستن طبیعیه و اینجا در حال چیدن انگور هست:

     

    موفق میشه انگور رو بچینه و میخواد بخورهتعجب

     

    اینجا هم علی لشگر کشی کردهزبان اون اسب هم کادوی خاله و شوهر خالش هست که از اول تولد سوارش شد و دیگه هم پایین نیومد حتی نذاشت با کیکش ازش عکس بگیریم!

     

    میبینین که قیافشو اینجوری کرده و از اسبش پایین نمیاد!

     

    اینم کیک تولدشه :

     

    علی جون از فرصت استفاده میکنه و کیکشو می خوره!

    تزیینات تولد جنگلی:

     

    چون افطار بود نتونستم از سفره چیده شده عکس بگیرم.

     

    شکلات شکل فیل و بیسکویتای حیوونی:

     

    لیوانها رو به عنوان گیفت به مهمونها دادیم:

     

    کارت تولد علی جون که خودم درست کردم:


  • 10/31/11--23:42: علی جون و تفریحات مورد علاقش! (chan 2813321)
  • از تفریحات مورد علاقه علی باغ وحش و سرزمین عجایب است.

    خیلی عاشق حیووناست اسم بیشتر حیوانات رو بلده و به بوفالو و گراز علاقه خاصی دارهزبان

    این عکس رو تو سرزمین عجایب مشهد گرفتیم.اصلا فکر نمی کردم علی همکاری کنه ولی در کمال تعجب دیدم همکاری کرد.خیلی راحت گذاشت لباسها رو تنش کنم و بعد هم گذاشت ازش عکس بگیرن!تعجب

    برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید.کلی عکس گذاشتم چشمک

     

    پارک آب و آتش: بالاخره علی به آرزوش رسید و سوار اسب شدچشمک

    باغ وحش مشهد: اینم ادامه آرزوی علی.زبان

    دیگه نمی خواست از اسب بیاد پایین !

    تیپ جدیده علی جونقلب

    باغ وحش ارم: علی و دوستش رها .یه قرار دوستانه در باغ وحش داشتیم و بچه ها خیلی بهشون خوش گذشتلبخند اینو از سلمان گرفته لبخند

    علی و نرگس در حال رنگ بازی هستن.اینجا هم پارک مادران است

    کتاب مورد علاقه علی جون

    وقتی مامان با خیال راحت داره با لب تابش کار میکنه ، فکر می کنین علی کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    علی جون در حال فضولی است.قوطی کرمشو رو خودش خالی کردهتعجب

     

    علی ویدئو رو از میزتلویزیون در آورده و به قول خودش داره طبل میزنه!